راز بلاگ

مرجع وبلاگ های ایرانی


آدم ها فراموش می کنند تو را ،خواسته هایت را،رفتارهای مختلف از خود بروز می دهند،در شرایط یکسان رفتارهای متفاوت دارند،به آنچه خود می گویند باور ندارند،در تصورات خود خوب و مهربان و با توجه هستند اما یکباره تو را تنها میگذارند،تو مجبوری که مدارا کنی،تو را به رفتارهای بدشان عادت می دهند،در باور تو بودن با هر شرایطی را رقم میزنند با اینکه خود به سختی این تغییر نیفتند،تو را پس میزنند و می گویند تو را می خواهند،میگویند درک کن اما خود از کوچکترین ادراک هم فاصله دارند ،از دوست داشتن چیزی نمی دانند ،برای اثبات خودشان حر حرفی میزنند ،دلم به حالت می سوزد خود من،چه مظلومانه بغض می کنی و چه بی تاب شده ای،می خواهی و نمی فهمن،غرورت را بارها زیر پا گذاشتی،کوچک شدی اما نترسیدی از تمام شدنت،روی نگاه اولت ماندی و برایش جنگیدی ،به هم ریختی ،خون دل خوردی،تحمل رفتارهایی را از تو نداشتند که خود بیشتر مرتکب می شدند،چرا گریه نمی کنی قلب من ،چرا ساکت میشینی و درد میکنی،آدم ها برای رسیدن به خواسته های خود از قلب بزرگت میگذرند،امروزحالم بد است مانند خیلی از روزهایی که گذشت ،کاری از دستم بر نمی آید،کاش می توانستم خودم را از این جسم رها کنم ،کاش میشد پرواز کرد ،راستش را بخواهی بارها برای این آزادی فکر کرده ام اما بی ثمر ماندم،رهایی از این تن را خودخواهی میدیدم ،با این کار دیگر با دیگران فرقی نمی کنم چون با این کار فقط به فکر خودم هستم،من به خیلی چیز ها تعلق دارم و نمی توانم از حق آنها بگذرم،دیوار های اتاقم اگر من نباشم تنهایند،مهدی اگر نباشد پرنده های کوچکی که هر صبح روی درخت توت فرنگی توی حیاط خونه برایش آواز سر نمی دهند ،ادکلنم را کی میزند و خدایم را چه کسی التماس می کند ،مهدی اگر نباشد رنج را کی بکشد ، غصه را کی بخورد،باید بمونم و باشم ،تو مهربان باش قلب من،بگذار دوستت نداشته باشند.


برچسب ها:
منبع مطلب